ترجمه "perä" به فارسی

پشت, اساس, الست بهترین ترجمه های "perä" به فارسی هستند.

perä noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشت

    noun

    Hän seisoi salin perällä, jotta et nähnyt häntä.

    اون پشت قايم شده بود تا تو اونو نبيني.

  • اساس

    noun
  • الست

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ترک اسب
    • خناق
    • دمی
    • سخت گير
    • سرین
    • عنوان
    • قسمت نهایی
    • لمبر
    • کپل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perä " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perä" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "perä" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه