ترجمه "per" به فارسی
برای هر, در هر بهترین ترجمه های "per" به فارسی هستند.
per
-
برای هر
Joten avaruussukkula maksoi miljardi dollaria per lento.
در نتیجه شاتل فضایی یک میلیارد دلار هزینه داشت برای هر پرواز.
-
در هر
adpositionNäyttää joka tapauksessa järkevältä olettaa, että Kain ja Abel olivat alun perin yhteistyössä toistensa kanssa.
در هر صورت، به نظر منطقی میآید که قائن و هابیل در ابتدا با یکدیگر همکاری میکردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " per " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "per" با ترجمه به فارسی
-
طحال
-
عقب نشاندن · عقب نشینی کردن
-
قانون منسوخ
-
موفق شدن · وارد شدن
-
رسیدن
-
امتیاز
-
ریشه کن کردن · منهدم کردن
-
اسپرز · سپرز · طحال · ṭ...ḥāl
اضافه کردن مثال
اضافه کردن