ترجمه "perna" به فارسی
طحال, اسپرز, سپرز بهترین ترجمه های "perna" به فارسی هستند.
perna
noun
دستور زبان
-
طحال
nounJokin estää verenkierron maksaan ja pernaan.
يک چيزي بايد جريانِ خونِ طحال و کبدش رو مسدود کرده باشه
-
اسپرز
noun -
سپرز
noun -
ṭ...ḥāl
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Perna
-
طحال
nounSisäelin
Jokin estää verenkierron maksaan ja pernaan.
يک چيزي بايد جريانِ خونِ طحال و کبدش رو مسدود کرده باشه
تصاویر با "perna"
عباراتی شبیه به "perna" با ترجمه به فارسی
-
برای هر · در هر
-
عقب نشاندن · عقب نشینی کردن
-
قانون منسوخ
-
موفق شدن · وارد شدن
-
رسیدن
-
امتیاز
-
ریشه کن کردن · منهدم کردن
-
به ارث بردن · تخم گذاردن · خواباندن · مالک شدن · وار شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن