ترجمه "peru" به فارسی

پرو, پرو بهترین ترجمه های "peru" به فارسی هستند.

peru noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرو

    proper

    En löydä ketään, joka olisi käynyt Perun perukoilla.

    اما همه جا رو گشتم و هنوزم نميتونم اثري از کاشف انگليسي توي پرو پيدا کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peru " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Peru proper دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرو

    proper

    En löydä ketään, joka olisi käynyt Perun perukoilla.

    اما همه جا رو گشتم و هنوزم نميتونم اثري از کاشف انگليسي توي پرو پيدا کنم.

تصاویر با "peru"

عباراتی شبیه به "peru" با ترجمه به فارسی

  • اجتماع محلی · اساس · بنیاد · بُن · بُنیاد · ته · ریشه · زیرساخت · شالوده · شالودَه · پایه · پایَه · کف زمین
  • نگفتن
  • انکار کردن · باطل کردن · عقب نشاندن · عقب نشینی کردن · فسخ کردن · مالیدن · منحرف کردن · گول زدن
  • سیب زمینی · سیبزمینی · چاقوی کوتاه · کج بیل
اضافه کردن

ترجمه های "peru" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه