ترجمه "perusta" به فارسی
اساس, بنیاد, پایه بهترین ترجمه های "perusta" به فارسی هستند.
perusta
noun
verb
دستور زبان
-
اساس
nounTämä on Arktisen alueen ruokaketjun perusta, juuri tässä.
اساس کل زنجیره غذایی در قطب شمال همين است.
-
بنیاد
noun -
پایه
nounPäivittäisen rukouksen, pyhien kirjoitusten tutkimisen ja kirkossa käymisen täytyy olla harjoittelusi perusta.
دعای روزانه، مطالعۀ کتاب مقدّس، و رفتن به کلیسا بایست پایه های آمادگی تان باشد.
-
ترجمه های کمتر
- اجتماع محلی
- بُن
- بُنیاد
- ته
- ریشه
- زیرساخت
- شالوده
- شالودَه
- پایَه
- کف زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perusta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perusta" با ترجمه به فارسی
-
پرو
-
پرو
-
نگفتن
-
انکار کردن · باطل کردن · عقب نشاندن · عقب نشینی کردن · فسخ کردن · مالیدن · منحرف کردن · گول زدن
-
سیب زمینی · سیبزمینی · چاقوی کوتاه · کج بیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن