ترجمه "perustaa" به فارسی

اغاز کردن, برقرار کردن, بنانهادن بهترین ترجمه های "perustaa" به فارسی هستند.

perustaa verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغاز کردن

    verb
  • برقرار کردن

    verb

    Olen jo löytänyt sopivan planeetan, minne voimme perustaa vulkaanien siirtokunnan.

    من از قبل يک سياره ي مناسب براي برقرار کردن زندگي براي مهاجرين وولکاني تعيين کردم

  • بنانهادن

    verb
  • شروع کردن

    verb

    Kun Jeesus aloitti opetustyönsä, jotkut ehkä ymmärsivät Danielin profetian perusteella, että Kristuksen ilmaantumisen määräaika oli tullut.

    وقتی عیسی تعلیم خود را شروع کرد، احتمالاً برخی از روی نبوّت دانیال تشخیص داده بودند زمان ظهور مسیح فرارسیده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perustaa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perustaa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "perustaa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه