ترجمه "pikkuinen" به فارسی

ریز, خرد, کوچولو بهترین ترجمه های "pikkuinen" به فارسی هستند.

pikkuinen adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریز

    adjective
  • خرد

    adjective
  • کوچولو

    adjective

    Vau, viimeksi kun näin sinut olit todella pikkuinen.

    واي ، آخرين باري که ديده بودمت خيلي کوچولو بودي

  • کوچک

    adjective

    Älä pelkää näkemääsi, pikkuinen.

    از تصوراتت نترس ، بچه کوچک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pikkuinen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pikkuinen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه