ترجمه "pikkuisen" به فارسی
خرده, کمی, یک کم بهترین ترجمه های "pikkuisen" به فارسی هستند.
pikkuisen
adjective
adverb
-
خرده
noun -
کمی
nounvan Gogh -syndrooma — että on pikkuisen psykoosia tai masennusta.
—معروف به سندروم ونگوک— که شما ممکن است کمی روان پریشی یا افسردگی داشته باشید.
-
یک کم
-
ترجمه های کمتر
- یه کمی
- یک کمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pikkuisen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن