ترجمه "pila" به فارسی

شوخی, جوک, خنده بهترین ترجمه های "pila" به فارسی هستند.

pila noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوخی

    noun

    Joku voisi pilan päitenkin osoittaa törkeää kunnioituksen puutetta tällä alueella.

    حتی شخص میتواند در شوخی و مزاح، در این باره بسیار بیاحترامی کند.

  • جوک

    noun

    Haluan joskus hieman pilailla.

    من بايد گهگاه يک جوک کوچولو داشته باشم

  • خنده

    noun

    Luulin ensin, että se oli pilaa.

    وقتي اونو خوندم ، فکر کردم يه قصه خنده داره

  • ترجمه های کمتر

    • خوش طبعی
    • طعنه
    • لطیفه
    • گوشه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pila " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pila"

عباراتی شبیه به "pila" با ترجمه به فارسی

  • از شکل انداختن · اشتباه کردن · افترا زدن · الوده شدن · بدنام کردن · تحریف شدن · خراب کردن · خسارت واردکردن · زیان رساندن · سرایت دادن · مرتکب خطا شدن · کشتن
  • تباه · ترشیده · خراب · پوسده
  • برشته شدن · دست انداختن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · کباب کردن
  • برشته شدن · شوخی کردن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · مزاح گفتن · کباب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "pila" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه