ترجمه "pilalla" به فارسی

تباه, ترشیده, خراب بهترین ترجمه های "pilalla" به فارسی هستند.

pilalla noun adverb
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تباه

    adverb

    Timantinhioja tietää, että yksikin virhe voi pilata koko kiven.

    تراشگران الماس واقفند که حتی یک خدشه بر روی الماس آن را بکل تباه میکند.

  • ترشیده

    adjective
  • خراب

    adverb

    Tämä artikkeli kertoo, kuinka heidän elämänsä menivät pilalle.

    این مقاله درباره اینکه زندگشیون خراب میشه است.

  • پوسده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pilalla " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pilalla" با ترجمه به فارسی

  • جوک · خنده · خوش طبعی · شوخی · طعنه · لطیفه · گوشه
  • از شکل انداختن · اشتباه کردن · افترا زدن · الوده شدن · بدنام کردن · تحریف شدن · خراب کردن · خسارت واردکردن · زیان رساندن · سرایت دادن · مرتکب خطا شدن · کشتن
  • برشته شدن · دست انداختن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · کباب کردن
  • برشته شدن · شوخی کردن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · مزاح گفتن · کباب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "pilalla" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه