ترجمه "pilkku" به فارسی

ویرگول, نقطه, خال بهترین ترجمه های "pilkku" به فارسی هستند.

pilkku noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویرگول

    noun

    Tauon pitäminen tai pitämättä jättäminen pilkun kohdalla on usein valinnanvarainen asia.

    مکث کردن یا نکردن در برابر ویرگول اغلب به خود شخص بستگی دارد.

  • نقطه

    noun

    Ne ovat pilkkuja vaipan reunoissa.

    در واقع آنها نقاطي هستند که در انتهاي شنل او قار دارند

  • خال

    noun

    Hän näytti muutaman kuvan pienistä mustista pilkuista pienillä poskilla -- ei kovin valaisevaa.

    خوب او چند عکس از چانه کوچکی با چند خال سیا نشان داد-- اطلاعات طیادی به من ندادند.

  • ترجمه های کمتر

    • رگه
    • لک
    • لکه کوچک
    • پنده
    • کاما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pilkku " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pilkku
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویرگول

    noun

    Pilkku on ainoa kirjoitettu välimerkki, joka voidaan joskus jättää huomioon ottamatta luettaessa.

    تنها نشانهٔ مکتوبی را که میتوان گهگاهی هنگام قرائت نادیده گرفت ویرگول است.

عباراتی شبیه به "pilkku" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pilkku" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه