ترجمه "pilkka" به فارسی
استهزا, توهین به مقدسات, حقارت بهترین ترجمه های "pilkka" به فارسی هستند.
pilkka
noun
دستور زبان
-
استهزا
nounSaamme tosin osaksemme maailman pilkkaa ja vainoa, koska emme ole osa siitä.
در واقع، چونکه ‹از جهان نیستیم› جهانیان ما را مورد استهزا و آزار قرار میدهند.
-
توهین به مقدسات
noun -
حقارت
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرزنش
- کفر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pilkka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pilkka" با ترجمه به فارسی
-
برشته شدن · دست انداختن · طعنه زدن · طنز گفتن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · کباب کردن
-
درخشش · رگه · نقطه · چشمک
-
برشته شدن · دست انداختن · سرزنش کردن · شماتت کردن · طعنه زدن · طنز گفتن · فحاشی کردن به · فحش دادن · لعنت کردن · مرز گذاشتن · هجو کردن · کباب کردن
-
تقلیدی · تمسخر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن