ترجمه "pisara" به فارسی
قطره, خرد, مقدار کمی بهترین ترجمه های "pisara" به فارسی هستند.
pisara
noun
دستور زبان
-
قطره
nounEi ole mitään syytä vuodattaa enää pisaraakaan osmanien verta.
ديگه نيازي نيست قطره اي از خون عثماني ريخته بشه.
-
خرد
noun -
مقدار کمی
noun -
یک قطره
nounYksikin pisara punaista saisi tämän tämän taivaallisen pyhätön näyttämään tämän rikospaikalta.
یک قطره از یه شراب قرمز و این جایگاه مقدس آسمانی... مثل یه صحنه جرم میشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pisara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pisara"
عباراتی شبیه به "pisara" با ترجمه به فارسی
-
قطره کوچک · گلبول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن