ترجمه "prostituoitu" به فارسی

جنده, روسپی, فاحشه بهترین ترجمه های "prostituoitu" به فارسی هستند.

prostituoitu noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنده

    noun
  • روسپی

    noun

    Jos hän tosiaan oli prostituoitu, kaupungin miehet, harrasmieliset juutalaiset, eivät ilmeisestikään olleet auttaneet häntä.

    فرضاً اگر روسپی هم بود، همین خود نشان میدهد که مردان یهودی و وقفشدهٔ آنجا کمکی به او نکرده بودند.

  • فاحشه

    noun

    Kirjoitan siitä, että olet prostituoitu, ja siitä, miksi karkasit kotoa.

    می نویسم که تو یه فاحشه بودی ، و در مورد اینکه چرا خونه ات رو ترک کردی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prostituoitu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "prostituoitu"

اضافه کردن

ترجمه های "prostituoitu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه