ترجمه "prostituutio" به فارسی

تنفروشی, روسپیگری, فاحشه گی بهترین ترجمه های "prostituutio" به فارسی هستند.

prostituutio noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنفروشی

  • روسپیگری

    noun

    Pompejin kaivauksissa on löytynyt 118 baaria ja tavernaa, ja joissakin niistä pelattiin rahapelejä tai harjoitettiin prostituutiota.

    باستانشناسان در حفاریهای شهر پمپئی تعداد ۱۱۸ مشروبخانه کشف کردند که پارهای برای قمار و روسپیگری منظور شده بودند.

  • فاحشه گی

    noun

    Mutta heillä on todisteita prostituutiosta.

    اما اونا گفتن برای ثابت کردن فاحشه گی تو به اندازه ی کافی مدرک دارن

  • فحشا

    noun

    ANDRES: Synnyin ja kasvoin köyhällä alueella, jossa huumeet, kiristys, murhat ja prostituutio olivat arkipäivää.

    آندرِس: در محلّهای فقیرنشین به دنیا آمدم و بزرگ شدم، جایی که مصرف مواد مخدّر، اخاذی، قتل و فحشا رواج داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prostituutio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prostituutio
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنفروشی

اضافه کردن

ترجمه های "prostituutio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه