ترجمه "puolet" به فارسی
نصف, نیم بهترین ترجمه های "puolet" به فارسی هستند.
puolet
adjective
adverb
دستور زبان
-
نصف
nounJos komentajan päätökset perustuisivat miesten uskomuksiin, puolet näistä olisivat asemassani.
اگر تصمیمات فرمانده طبق باورهای بقیه بود الان نصف این مردان در جایگاه من بودند.
-
نیم
nounVajaan puolen tunnin kuluttua valamiehistö palasi ja julisti minut syylliseksi.
نیم ساعت نگذشته بود که هیئت ژوری حکم خود را اعلام کرد و من گناهکار شمرده شدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puolet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "puolet" با ترجمه به فارسی
-
جنگیدن · جهاد کردن
-
درجه دوم بودن · دوم شدن
-
به نمايندگي از شخص ثالث
-
آراستن · منظم کردن
-
بستگی داشتن · حکمیت کردن · شفاعت کردن
-
ترغیب کردن · وادار کردن
-
از طرف خود كس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن