ترجمه "puoli" به فارسی
دست, nesf, nim بهترین ترجمه های "puoli" به فارسی هستند.
puoli
adjective
noun
دستور زبان
-
دست
nounHänet ja lapsi oli haudattu puoli vuotta aiemmin.
زن و بچه ام رو در کمتر از نصف سال از دست داده بودم.
-
nesf
noun -
nim
noun
-
ترجمه های کمتر
- تراش
- جنبه
- سمت
- سوی
- صورت کوچک
- مفصل
- منظر
- نیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puoli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "puoli" با ترجمه به فارسی
-
حرفه · دست قوی · شغل · کالای ویژه
-
عقب · پشت
-
چپ
-
تیغه شمشیر · نقطه ضعف
-
دارایی · سرمایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن