ترجمه "puu" به فارسی

درخت, دِرَخت, شجر بهترین ترجمه های "puu" به فارسی هستند.

puu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun

    puuvartinen kasvi

    Nyt, ellemme olisi oksastaneet näitä oksia, puu olisi menehtynyt.

    اینک، اگر ما این شاخه ها را پیوند نزده بودیم، آن درخت از بین می رفت.

  • دِرَخت

  • شجر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دار
    • هیزم
    • هیمه
    • چوب
    • الوار
    • علفزار
    • چمن
    • چوبی
    • چوبین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Puu
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun

    Puu kuvaa Kristusta, joka on Jumalan rakkauden selkeä ilmentymä.

    درخت نمایشگر مسیح است، که مظهر روشنی از عشق خدا است.

تصاویر با "puu"

عباراتی شبیه به "puu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "puu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه