ترجمه "puu-" به فارسی

درختی, چوبی بهترین ترجمه های "puu-" به فارسی هستند.

puu-
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درختی

    adjective

    Kun puu kaivetaan maasta ja siirretään eri paikkaan, se kokee stressiä.

    زمانی که درختی را به جایی دیگر منتقل میکنند، در ابتدا به آن تنش وارد میشود.

  • چوبی

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puu- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "puu-" با ترجمه به فارسی

  • puu
    الوار · دار · درخت · دِرَخت · شجر · علفزار · هیزم · هیمه · چمن · چوب · چوبی · چوبین
  • درخت اسپلی
  • Puu
    درخت
  • درخت زندگی
  • ژنگو
اضافه کردن

ترجمه های "puu-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه