ترجمه "ranne" به فارسی
مچ دست, مچ, مچ بهترین ترجمه های "ranne" به فارسی هستند.
ranne
noun
دستور زبان
-
مچ دست
noun -
مچ
nounToinen tänne ja lukitse ranne.
ليز بخور زيرش و مچ دستش رو قفل کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ranne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ranne
-
مچ
nounKatsokaa kuinka sormet ottavat kiinni. Peukalo nousee. Ranne.
به نحوه ی گرفتن انگشتان نگاه کنید. انگشت شست بالا میاد. مچ.
تصاویر با "ranne"
عباراتی شبیه به "ranne" با ترجمه به فارسی
-
ساحل · ساحل دریا · شن زار · پلاژ
-
ناحیه ساحلی
-
مچی
-
اسکله
-
تنها گذاشتن · متروک ماندن
-
زمین ساحلی · کرانه رود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن