ترجمه "ranneke" به فارسی

النگو, بازوبند, دستبند بهترین ترجمه های "ranneke" به فارسی هستند.

ranneke noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • النگو

    noun
  • بازوبند

    noun
  • دستبند

    noun

    Meidän varmaan pitäisi mennä sinne mistä löysimme Alisonin rannekkeen.

    فک ميکنم ما بايد بريم همونجايي که دستبند الي رو پيدا کرديم

  • سر دست

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ranneke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ranneke" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ranneke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه