ترجمه "rasva" به فارسی
چربی, روغن, چربی بهترین ترجمه های "rasva" به فارسی هستند.
rasva
noun
دستور زبان
-
چربی
nounHänessä oli niin paljon rasvaa, että hän oli kuin ihmiskynttilä.
بدنش خیلی چربی داشت مثله یه شمع بود
-
روغن
nounNe ovat rasvaa ja hiilihydraatteja.
درواقع اونا از هیدروکربن خالص ساخته میشن که توی روغن خیس خورده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rasva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rasva
-
چربی
nounRasvan muuttuessa verensokeriksi vapautuu myrkyllisiä aineita, joita sanotaan ketoneiksi.
تغییر چربی به گلوکز، باعث آزاد شدن مادهای سمی به نام اجسام کِتونی میشود.
عباراتی شبیه به "rasva" با ترجمه به فارسی
-
چرب
-
پیه · چربی
-
مکانیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن