ترجمه "ruoska" به فارسی
شلاق, تازیانه, قلاش ‘هنايزات بهترین ترجمه های "ruoska" به فارسی هستند.
ruoska
noun
دستور زبان
-
شلاق
nounrankaisu- tai kidutusväline
Olemme viuhuttaneet ruoskaa ja kuumentaneet rautaa yrittäen heikentää kielenkantoja.
با شلاق و آهن داغ سعي کرديم زبونشونو باز کنيم
-
تازیانه
noun -
قلاش ‘هنايزات
noun -
وسیله تنبیه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruoska " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruoska" با ترجمه به فارسی
-
چوب زدن
-
تازيانه · تازیانه زدن · تنبیه کردن · شلاق خوردن · شکست دادن · صابون زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن