ترجمه "seurakunta" به فارسی

قصبه, اهل محله, بخش بهترین ترجمه های "seurakunta" به فارسی هستند.

seurakunta noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • قصبه

    noun

    kristittyjen muodostama yhteisö

  • اهل محله

    noun
  • بخش

    noun

    Hänen seurakuntansa ei ollut paikka, jossa esitetään täydellistä. Se oli paikka, jossa ravittiin.

    بخش او جائی برای تظاهر کاملیٌت نبود؛ آن جائی برای تغذیه روحی بود.

  • ترجمه های کمتر

    • جماعت
    • شهر
    • محله
    • گروه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seurakunta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "seurakunta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "seurakunta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه