ترجمه "seuraava" به فارسی
آینده, دیگر, سپس بهترین ترجمه های "seuraava" به فارسی هستند.
seuraava
adjective
verb
دستور زبان
-
آینده
adjectiveJehova oli jo siunannut Joosefia, mutta häntä odottivat vieläkin suuremmat siunaukset, kuten tulemme näkemään tämän sarjan seuraavissa kirjoituksissa.
یَهُوَه حتی برای یوسف برکاتی بس بزرگتر در نظر داشت که در مقالات آینده بررسی میشود.
-
دیگر
adjectiveKun olet hyvin perehtynyt kappaleeseen, siirry seuraavaan ja jatka samaan tapaan.
وقتی به خواندن آن بند تسلّط یافتید، همین شیوه را در مورد بندهای دیگر به کار گیرید.
-
سپس
adjectiveSe mitä tapahtui seuraavaksi, on syöpynyt syvälle Krupičkan muistiin.
آنچه که سپس روی داد، عمیقاً در حافظهٔ کروپیچکا، نقش بست.
-
ترجمه های کمتر
- پس از این
- بعدی
- لاحق
- مابعد
- متعاقب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seuraava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seuraava" با ترجمه به فارسی
-
تابع · ضمنی · من تبع · منتج · مواظب · نتیجه بخش · پیوسته
-
بعد · دیگر · کنار
-
روز بعد · فردا
-
تابع · ضمنی · من تبع · منتج · مواظب · نتیجه بخش · پیوسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن