ترجمه "sija" به فارسی
جایگاه, مقام, بجای بهترین ترجمه های "sija" به فارسی هستند.
sija
noun
دستور زبان
-
جایگاه
nounSaavuta ensi kerralla ensimmäinen sija.
قول بده دفعه بعدی که زنگ زدم توی جایگاه اول باشی
-
مقام
noun -
بجای
nounSen sijaan että pysähtyisit joka sanan kohdalla, pyri näkemään monta sanaa kerralla.
بجای این که پس از نگاه به هر کلمه مکث کنید، بکوشید چند کلمه را با هم ببینید.
-
ترجمه های کمتر
- جا
- حالت دستوری
- در عوض
- رتبه
- رده
- محل
- مزرعه
- مسکن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sija" با ترجمه به فارسی
-
رایی · مفعول
-
به جای
-
به جای
-
بنیانگذاری · جایگزین کردن · پایهگذاری · پیریزی
-
به جای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن