ترجمه "sijainti" به فارسی
مکان, جا, دروغ بهترین ترجمه های "sijainti" به فارسی هستند.
sijainti
noun
دستور زبان
-
مکان
nounKartalla näkyy keskitysleirien määrä ja sijainti kolmannen valtakunnan aikana.
نقشه تعداد و مکان اردوگاه هاي کار اجباري در زمان رايش سوم رو نشان مي دهد
-
جا
nounJos et ole antanut Kasimin sijaintia minulle vuorokauteen, tiedän sinun epäonnistuneen.
اگه تا 24 ساعت ديگه جاي کاظم رو بهم خبرندي ، مي فهمم که موفق نشدي.
-
دروغ
noun
-
ترجمه های کمتر
- سایت
- عنوان
- محل
- موقعیت
- وضع
- وضعیت
- کجا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sijainti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sijainti" با ترجمه به فارسی
-
مکان قابل اعتماد
-
حسگر مکان و دیگر حسگرها
-
جهت یابی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن