ترجمه "tarkka" به فارسی
دقیق, برنده, تیزبین بهترین ترجمه های "tarkka" به فارسی هستند.
tarkka
adjective
دستور زبان
-
دقیق
adjectiveTiedustele paikallisilta Jehovan todistajilta tarkkaa aikaa ja paikkaa.
برای زمان دقیق و مکان از شاهدان یَهُوَهای که در منطقهٔ شما هستند، سؤال کنید.
-
برنده
adjective -
تیزبین
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دارای جزئیات
- صحیح
- قاطع
- قضایی
- محکم
- نافذ
- پر جزئیات
- کرکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarkka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tarkka" با ترجمه به فارسی
-
تکتیرانداز · تیرانداز ماهر
-
با اندیشه صحیح · مطرح شده
-
تماشاکردن · جاسوسی کردن · دنبال کردن · مشاهده · نظارت کردن · نگاهکردن · پاییدن · کوتاه کردن
-
اعرابگذاری · نشانه تشخیص
-
بدقت
-
تماشاکردن · جاسوسی کردن · دنبال کردن · مشاهده · نظارت کردن · نگاهکردن · پاییدن · کوتاه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن