ترجمه "terä" به فارسی

تیغ, نوک قلم بهترین ترجمه های "terä" به فارسی هستند.

terä noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیغ

    noun

    Kun uloste alkoi jäätyä, hän muotoili sen terän muotoon.

    سپس مدفوع شروع به یخ بستن كرد، و آنرا بصورت تیغ شکل داد.

  • نوک قلم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terä " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "terä"

اضافه کردن

ترجمه های "terä" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه