ترجمه "terapia" به فارسی

درمان, دارو, شفا بهترین ترجمه های "terapia" به فارسی هستند.

terapia noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درمان

    noun

    Hän sanoo, että terapia auttaa herra Kennethiä.

    دکتر گفت که درمان به آقاي کننت کمک ميکنه

  • دارو

    noun
  • شفا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شفا بخش
    • علاج
    • علاج بخش
    • چاره
    • گزیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terapia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terapia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "terapia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه