ترجمه "tunneli" به فارسی
تونل, نقب بهترین ترجمه های "tunneli" به فارسی هستند.
tunneli
noun
دستور زبان
-
تونل
nounKauan ennen tunnelin päättymistä lakkasin tarvitsemasta ystävieni apua.
مدّت ها قبل ازرسیدن به انتهایِ تونل، من دیگر نیازی به کمک دوستانم نداشتم.
-
نقب
nounNuo joukot ehtivät jo kaivamaan tunnelia temppelimuurin alitse, ja monet juutalaiset olivat valmiita antautumaan.
سربازان رومی به مرحلهٔ نقب دیوار معبد رسیدند، و یهودیان بسیاری آماده بودند که تسلیم شوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tunneli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tunneli" با ترجمه به فارسی
-
تونلزنی کوانتومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن