ترجمه "tunnettu" به فارسی
انجام شده, شناخته, ضرب المثلى بهترین ترجمه های "tunnettu" به فارسی هستند.
tunnettu
adjective
verb
دستور زبان
-
انجام شده
adjectiveTämän mahdollistivat IMF: n agentit, - jotka auliisti antoivat koodit tunnetulle terroristille.
که به میل خود IMF اینکار توسط مامورین کدهای پرتاب رو در اختیار تروریست شناخته شده قرار دادند انجام شد
-
شناخته
adjectiveNimenne on niin tunnettu, että sitä tuskin tuntui välttämättömältä mainita.
اسم تو اينقدر شناخته شدست که سخت به نظر ميرسه لازم به ذکر باشه.
-
ضرب المثلى
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فاضل
- کامل شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tunnettu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tunnettu" با ترجمه به فارسی
-
مستقر شدن
-
اطلاعات ناکافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن