ترجمه "tunnistin" به فارسی
حساس, حسگر, حسی بهترین ترجمه های "tunnistin" به فارسی هستند.
tunnistin
noun
verb
دستور زبان
-
حساس
noun -
حسگر
-
حسی
noun -
ردیاب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tunnistin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tunnistin" با ترجمه به فارسی
-
حسگر مکانیکی
-
برچسب · برچسب گذاری · شناسه · پسوند پرونده
-
حسگر شناسایی فرکانس رادیویی
-
حسگر الکتریکی
-
برچسب ها
-
شناسه منحصر به فرد
-
پسوند نام پرونده
-
شناختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن