ترجمه "tunnistin" به فارسی

حساس, حسگر, حسی بهترین ترجمه های "tunnistin" به فارسی هستند.

tunnistin noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حساس

    noun
  • حسگر

  • حسی

    noun
  • ردیاب

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tunnistin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tunnistin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tunnistin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه