ترجمه "tunnollinen" به فارسی

باوجدان, ساعی, محتاط بهترین ترجمه های "tunnollinen" به فارسی هستند.

tunnollinen adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • باوجدان

    adjective

    ”Kun on ollut päivän työssä, tekee todella mieli rentoutua”, sanoo eräs tunnollinen äiti.

    یک مادر باوجدان میگوید: «بعد از کار روزانه، دلم میخواهد استراحت کنم.

  • ساعی

    adjective
  • محتاط

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • وسواسی
    • وظیفهشناس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tunnollinen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tunnollinen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه