ترجمه "tuska" به فارسی

درد, اضطراب, تقلا بهترین ترجمه های "tuska" به فارسی هستند.

tuska noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    Katsoessaan isoisänsä silmiin pieni poika näki hänen tuskansa.

    وقتی پسر کوچک به چشمان پدر بزرگش نگاه کرد، متوجّه درد او شد.

  • اضطراب

    noun

    Sydämemme voi olla täynnä tuskaa, kun näemme rakkaan ihmisen kärsivän kauhean sairauden aiheuttamia kipuja.

    قلبمان پُر از اضطراب می گردد وقتی می بینیم که یکی از عزیزان مان دچار بیماری وحشتناکی می شود.

  • تقلا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جان کندن
    • دلتنگی
    • رنج
    • رنجوری
    • سکرات مرگ
    • شکنجه
    • عذاب
    • غم
    • غم و اندوه
    • پریشانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tuska " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tuska" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tuska" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه