ترجمه "tuskallinen" به فارسی
بد, برخورنده, دردناک بهترین ترجمه های "tuskallinen" به فارسی هستند.
tuskallinen
adjective
دستور زبان
-
بد
adjectiveJos jäätte, tilanteesta kehkeytyy harmittavan tuskallinen.
اگه بمونی وضعیت ناخودآگاه بدتر میشه
-
برخورنده
adjective -
دردناک
adjectiveSyvälle ihon alle ulottuva piikki olisi varmasti tuskallinen.
خاری که عمیقاً زیر پوست رفته باشد مطمئناً بسیار دردناک است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tuskallinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن