ترجمه "tutka" به فارسی
رادار ترجمه "tutka" به فارسی است.
tutka
noun
دستور زبان
-
رادار
nounTäytyy myöntää, että tutkani oli vähän hukassa tässä.
بايد اعتراف كنم رادار من يكمي براي اين مورد خطا رفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tutka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tutka" با ترجمه به فارسی
-
عبادت کردن · مرور
-
آزمایش کردن · استفسار کردن · الک کردن · تقویم کردن · جستجو کردن · خواندن · درس خواندن · دمساز شدن · رسیدگی کردن · مسخره کردن · مطاله کردن · وارسی کردن · پرسش کردن · پژوهش کردن · کاویدن
-
آزمایش کردن · استفسار کردن · الک کردن · تقویم کردن · جستجو کردن · خواندن · درس خواندن · دمساز شدن · رسیدگی کردن · مسخره کردن · مطاله کردن · وارسی کردن · پرسش کردن · پژوهش کردن · کاویدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن