ترجمه "vahinko" به فارسی

حادثه, آسیب, خسارت بهترین ترجمه های "vahinko" به فارسی هستند.

vahinko noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حادثه

    noun

    Siksi autoin Tyleria ja kerroin, että kyseessä oli vahinko.

    بخاطر همين بود که پشت تايلر در اومدم و گفتم همه اينا يه حادثه بوده.

  • آسیب

    noun

    Kun kävelet tuosta ovesta, vahinko tapahtuu.

    درست همون لحظه ای که تو از این در بری بیرون آسیب زده شده.

  • خسارت

    noun

    Jos hän valehtelisi, aiheutettu vahinko olisi pienempi.

    اگه دروغ گفته باشه ، در اصل اطلاعاتشون رو فاش نکرده و خسارت و زيان وارده کمتره.

  • ترجمه های کمتر

    • زیان
    • آک
    • اتفاق
    • اتفاقی
    • تصادف اتومبیل
    • سانحه
    • شیئی
    • ضرر
    • عارضه
    • قضا وقدر
    • واقعه ناگوار
    • پیشامد
    • گزند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vahinko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vahinko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه