ترجمه "vahti" به فارسی

دیدهبان, نگهبان, نگهبانی بهترین ترجمه های "vahti" به فارسی هستند.

vahti noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدهبان

    noun
  • نگهبان

    noun

    Tiedän mitä voimme tehdä tänään, koska minun pitää vahtia sinua.

    هي ، من يه کاري بلدم که مي تونيم امشب با هم انجام بديم ، چون امشب من مسئول نگهباني از تو هستم!

  • نگهبانی

    noun

    Nikki ja Tate pitävät vahtia, kun me haemme lähetyksen.

    وقتی میریم دنبال محموله " نیکی " و " تیت " نگهبانی بدید

  • ترجمه های کمتر

    • پاس
    • پهر
    • گاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vahti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vahti" با ترجمه به فارسی

  • توجه داشتن به · مراقب بودن
اضافه کردن

ترجمه های "vahti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه