ترجمه "vahva" به فارسی
قوی, بسیار دشوار, بسیار نیرومند بهترین ترجمه های "vahva" به فارسی هستند.
vahva
adjective
دستور زبان
-
قوی
adjectiveJobin usko ylösnousemukseen oli niin vahva, ettei edes kuoleman uhka lannistanut häntä.
ایمان ایّوب به رستاخیز چنان قوی بود که حتی تهدید به مرگ نیز او را دلسرد نساخت.
-
بسیار دشوار
adjectiveMeidän täytyy nauttia vahvaa hengellistä ruokaa säännöllisesti.
امروزه یافتن زمان برای مطالعه بسیار دشوار میباشد.
-
بسیار نیرومند
adjective
-
ترجمه های کمتر
- رسوخ ناپذیر
- زورمند
- ستبر
- قوی دل
- محکم
- مردانه
- مصمم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vahva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vahva" با ترجمه به فارسی
-
حرفه · دست قوی · شغل · کالای ویژه
-
دست قوی
-
ارزهای احتیاطی
-
مشروب الکلی · مشروبات الکلی
-
رایحه تند · رغبت · طعم · طعنه آمیزی · مزه · مزه تند
-
لیموشیرین · پرتقال شیرین
-
قویترین مردان جهان
-
نیروی هستهای قوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن