ترجمه "vaille" به فارسی
تا, به بهترین ترجمه های "vaille" به فارسی هستند.
vaille
دستور زبان
-
تا
noun adpositionEilen illalla olit viittä vaille ruumishuoneella, ja katso nyt itseäsi.
ديشب فقط 20 دقيقه تا مرگ فاصله داشتي ، حالا خودتو نگاه کن.
-
به
adjective adposition nounEi, hän on vankilassa ja siksi pysyvästi vailla työpaikkaansa.
خیر، او در زندان است و نمیتواند به سر کار خود باز گردد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaille " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaille" با ترجمه به فارسی
-
بیهمتا
-
احتياج · بدون · بی
-
قابل تایید · قابل تصدیق
-
فاقد بودن · ناقص بودن · نبودن · نداشتن · کم داشتن
-
فاقد بودن · ناقص بودن · نبودن · نداشتن · کم داشتن
-
بی رقیب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن