ترجمه "valli" به فارسی
بارو, تپه, خاکریزی بهترین ترجمه های "valli" به فارسی هستند.
valli
noun
دستور زبان
Keinotekoinen, tavallisesti maa- tai kivitäytteinen muuri, penger, harjanne tai valli, joka on rakennettu suhteellisen laakean ja alavan alueen ympärille tämän suojelemiseksi tulvilta. [..]
-
بارو
noun -
تپه
nounEt ole kertaakaan sanonut että voit vallata muurahaiskukkulan.
آيا افرادت مى تونن تپه " آنت " رو تصرف کنند ؟
-
خاکریزی
noun
-
ترجمه های کمتر
- دیوار خاکی
- کومه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " valli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "valli" با ترجمه به فارسی
-
انتخاب کردن · برداشتن · برگزیدن · ترجیح دادن · تصمیم گرفتن · شامل بودن · عقیده داشتن به · نسبت دادن · گزیدن · یادآوری
-
سیاستگذاری عمومی
-
صعودی
-
استعفا
-
استیلا · تحکم · تسلط · تعالی · سلطه · غلبه
-
قاطع بودن · مسلط بودن
-
اختصاص دادن · درشت نوشتن · سحر کردن · سوراخ کردن · غصب کردن · فتح کردن · مجذوب کردن · محکم گرفتن · منکوب کردن · چمباتمه زدن · گرفتن
-
تسلط داشتن · غالب امدن · قاطع بودن · متلاطم شدن · مسلط بودن · گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن