ترجمه "vallihauta" به فارسی

خندق, پارگین, چال بهترین ترجمه های "vallihauta" به فارسی هستند.

vallihauta noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خندق

    noun

    Hänen vallihautansa riittää estämään pakomme.

    خندق اون به اندازه ي کافي جلوي فرارمون رو ميگرفت

  • پارگین

    noun
  • چال

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vallihauta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vallihauta
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خندق

    noun

    Hänen vallihautansa riittää estämään pakomme.

    خندق اون به اندازه ي کافي جلوي فرارمون رو ميگرفت

اضافه کردن

ترجمه های "vallihauta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه