ترجمه "valmiste" به فارسی

اجناس, جنس, متاع بهترین ترجمه های "valmiste" به فارسی هستند.

valmiste noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجناس

    noun

    Poliisin käsineet valmistetaan siitä.

    از همون جنسي كه در دستكش هاي حفاطتي پليس پيدا مي شه

  • جنس

    noun

    Poliisin käsineet valmistetaan siitä.

    از همون جنسي كه در دستكش هاي حفاطتي پليس پيدا مي شه

  • متاع

    noun
  • کالا

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " valmiste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "valmiste" با ترجمه به فارسی

  • تهيه ديدن · حاضر کردن · مهیا کردن
  • آراستن · تولید · تیمار کردن · حاضر کردن · درست کردن · ساختن · مهیا کردن · پختن
  • روش مصرف دارو
  • انبار کردن
اضافه کردن

ترجمه های "valmiste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه