ترجمه "valmistella" به فارسی
تهيه ديدن, حاضر کردن, مهیا کردن بهترین ترجمه های "valmistella" به فارسی هستند.
valmistella
verb
دستور زبان
-
تهيه ديدن
verb -
حاضر کردن
verbValmistin sinulle toisen lääkkeen.
داروي ديگه اي برات حاضر کردم.
-
مهیا کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " valmistella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "valmistella" با ترجمه به فارسی
-
آراستن · تولید · تیمار کردن · حاضر کردن · درست کردن · ساختن · مهیا کردن · پختن
-
روش مصرف دارو
-
اجناس · جنس · متاع · کالا
-
انبار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن