ترجمه "vamma" به فارسی

آسیب, اسید, زخم بهترین ترجمه های "vamma" به فارسی هستند.

vamma noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیب

    noun

    Sellaisia olivat mm. munuaistulehdus ja -vammat sekä munuaisten painon kasvu.

    این شامل تورم کلیه، آسیب دیدگی آن و افزایش وزن آن می شود.

  • اسید

    noun
  • زخم

    noun

    Tämä vamma ei olisi mitenkään voinut tapahtua terän päälle astuttaessa.

    اين امکان نداره که اين زخم بر اثر پا گذاشتن روي قيچي اتفاق بي افته

  • ترجمه های کمتر

    • از کارافتادگی
    • خسارت
    • زیان
    • صدمه
    • ضرر
    • عجز
    • عدم قابلیت
    • غبن
    • مانع
    • ناتوانی
    • نقص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vamma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vamma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vamma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه