ترجمه "vanginvartija" به فارسی

زندانبان, مأمور بازداشتگاه بهترین ترجمه های "vanginvartija" به فارسی هستند.

vanginvartija noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندانبان

    noun

    Etsi vanginvartija, joka kertoo, että Mary lahjoi hänet.

    يه زندانبان پيدا کن که بگه اون بهش رشوه داده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vanginvartija " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vanginvartija
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مأمور بازداشتگاه

عباراتی شبیه به "vanginvartija" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vanginvartija" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه