ترجمه "vanheneminen" به فارسی

سالخورده, سالخوردگی, پیرش بهترین ترجمه های "vanheneminen" به فارسی هستند.

vanheneminen noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالخورده

    noun
  • سالخوردگی

    Miten meillä on varaa hoitaa potilaita, kun vanheneminen näyttää tältä?

    واقعا چطور میتوان هزینه درمان این بیمارها را متحمل شد، زمانیکه واقعیت سالخوردگی مثل این باشد؟

  • پیرش

  • پیری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vanheneminen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vanheneminen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vanheneminen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه