ترجمه "vanki" به فارسی
اسير, زندانی, زندانی سیاسی بهترین ترجمه های "vanki" به فارسی هستند.
vanki
noun
دستور زبان
-
اسير
nounHänen pappinsa ovat kuolleet ja hänen noviisinsa vankina.
کاهنهاش مُردن ، معاونش هم که اسير شده.
-
زندانی
nounVaikka hän on vanki, ihmisten sallitaan vierailla hänen luonaan.
هنگامی که او زندانی است، مردم اجازه دارند به ملاقاتش بروند.
-
زندانی سیاسی
nounGyárosin vankila oli valtava punatiilinen linnoitus, jossa säilytettiin yli 5 000:ta poliittista vankia.
زندان یاروس دژی عظیم با آجرهای قرمز بود که بیش از ۵۰۰۰ زندانی سیاسی در آن بودند.
-
مجرم
nounEntinen vanki, joka kääntyi papiksi.
يه مجرمِ سابقِ کله گنده ، حالا تبديل به کِشيش شده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vanki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vanki" با ترجمه به فارسی
-
تنومند · خشک
-
هری پاتر و زندانی آزکابان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن