ترجمه "vankila" به فارسی

زندان, حبس, محبس بهترین ترجمه های "vankila" به فارسی هستند.

vankila noun دستور زبان

Paikka, jossa yksilöiden henkilökohtaista vapautta on rajoitettu. [..]

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندان

    noun

    مکانی که در آن افراد محدود میشوند

    Kun he olivat astuneet ulos vankilasta, enkeli katosi.

    وقتی آنان به خارج از زندان رسیدند، فرشته ناپدید شد.

  • حبس

    noun

    Lopulta hänet vietiin oikeuteen ja tuomittiin kymmeneksi vuodeksi sellaiseen vankilaan, jossa ei ollut keitään muita Jehovan palvojia.

    سرانجام به دادگاه احضار و به ده سال حبس محکوم شد.

  • محبس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ندامتگاه
    • ندامتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vankila " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vankila" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vankila" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه